تبليغاتX
ویلنی ها

یه اشکال مهم...!

سلام به دوستان ویلنی و غیر ویلنی که می خوان ویلنی شن!!!

خوبین؟خوشین؟سلامتین؟(اینا رو که می پرسم باید جواب بدینا...)

راستش توی این پست میخوام به یه اشکال مهم بپردازم که توی نظرات قبل ۲ نفر ازم پرسیده بودن.

 

*اول از همه کسایی که تازه می خوان ویلنو شروع کنن و دو دلن توجه کنن:

ببینین ویلن ساز خیلی سختیه و یادگیری اون به طور کامل، نیازمند صبر و حوصله ی زیادیه.کسی که میخواد ویلنو به عنوان شغل آینده اش انتخاب کنه،یعنی می خواد ویلنیست بشه،باید از سنین پایین مثلا از وقتی که هنوز سنش دو رقمی نشده شروع کنه و به شدت تلاش کنه!تمرینش باید فوق العاده باشه...مثلا روزی ۷،۸ ساعت یا بیشتر...!!!

اما کسی که دیرتر شروع میکنه میتونه یه نوازنده ی معمولی بشه و تازه اگه خیلی عالی باشه میتونه توی یه ارکستر با بقیه نوازنده ها ساز بزنه....(تازه توی ردیفای آخر ارکستر!)

و کسی هم که کم تمرین میکنه موفق نمیشه!

حالا اشتها تونو کور نکنم...

خلاصه کلام برای اینکه بری ویلن یاد بگیری باید چندتا ویژگی داشته باشی که خیلی خیلی مهمن:

۱-علاقه ی شدید به ویلن و یاد گرفتنش داشته باشی.

۲-وقت کافی برای تمرین داشته باشی.(که اکثرا با یه برنامه ریزی درست میشه حلش کرد!)

۳-صبر و حوصله ی زیادی هم داشته باشی!ویلنو سر یکی دو سال نمیشه یاد گرفت...باید حداقل ۵،۶ سال به طور متداوم بری تا بتونی صداشو طوری که دلنشین باشه در بیاری...پس عجول نباش!!!

۴-با هدف بری یادش بگیری.(که اگه یه نفر ازت پرسید چرا ویلن میزنی،ساز دیگه نمیزنی چرت و پرت جوابشو ندی!جدی میگما!!!)

خب فکر میکنم این چهار مورد مشخصه های اولیه و اصلیه کسیه که میخواد ویلنو شروع کنه.

 

*حالا کسایی که ویلنو شروع کردن بعد هی زده میشن و نا امید میشن:

این ناامیدی شامل چند مورد خیلی تابلوست که همراه با توضیحات لازم به عرضتون میرسونم...

۱-گاهی وقتا یه استادایی به پست آدم میخوره که به شدت یبس و از خود راضین...یا یه چیزایی به شاگرد میگن که اعتماد به نفسش میاد پایین،یا اینکه زورشون میاد درس بدن.(مثلا ۱ صفحه رو تو ۱۰ جلسه تموم می کنن)

۲-گاهی وقتا خانواده ها اذیت میکنن...منم خودم همین مشکلو داشتم اما بعدا بردمشون پیش استادم یه کم شستشوی مغزی شدن و متقاعد شدن!

مثلا ۶ماه که میری کلاس میگن :"تو که هیچی یاد نگرفتی...هروقت تمرین میکنی همش "زار زار" میکنی!و... ."

خب این خودش اعتماد به نفسو میاره پایین!من خودم سر همین مساله ۳ماه ویلنو ول کردم ولی بعدش طاقت نیووردم و دوباره رفتم سراغش!

بهترین راهش اینه که خانوادتونو ببرین پیش استادتون و از استادتون خواهش کنین که براشون توضیح بدن که هنوز کلی مونده و...(البته سعی کنین شاگرد خوبی باشین تا مثلا استادتون بگه در حد خودش عالیه و...)

۳-گاهی اوقات هم خود هنرجو احساس میکنه که زده شده!خب آقا جون بشین درست و درمون وقت بذار تمرین کن!!!وقتی تمرینت خوب باشه خودتم کیف میکنی!

من اون اول خیلی کم تمرین میکردم...مثلا روزی نیم ساعت...بعد استادم دعوام کرد منم تصمیم جدی گرفتم و الان روزی ۲،۳ ساعت به همراه دوست گلم "صدف"() تمرین میکنیم.هم خودمون راضی ایم هم استادامون!

یه دفعه هم هست طرف تمرینشو میکنه ولی وقتش کمه...درس و زندگی و اینا نمیذارن دیگه!.یا یه برنامه ریزی کن و ادامه بده،یا به خودت قول بده که یه مدت که وقتت پره بذاریش کنار بعد که آزادتر شدی دوباره ادامه بدی!

اگه هم نمیتونی دیگه باهاش خداحافظی کن!(ولی حتی الامکان سعی کن ردیفش کنی.آخه حیفه!)

خلاصه بگم: کسی که ویلنو یاد میگیره باید اینقدر دیوونه اش باشه که حرف کسی یا هیچ اتفاقی واسه اش مهم نباشه!یعنی سرش بره ویلنش نره!!شوخی کردم.

فقط باید واسه یادگیریش جدی باشی...

متن این پستو با دقت بخون.(بیشتر منظورم کساییه که اشکال داشتن و ازم راهنمایی خواستن!)

خوب بخونا!!! الکی سر سری نخون چون خط به خطش حرفای استادم و "الی" جونه!("الی" جون یه موزیسین خیلی خفنه که رو دست نداره!!) البته تجربه های خودمم قاطیش آوردم...

امیدوارم چیزیو از قلم ننداخته باشم و اشکالاتتون برطرف شده باشه.

اگه احیانا اشکالی مونده بود در همین زمینه که اشاره نکردم،تو نظرات بگه و ایمیلتونو بذارین، به صورت اختصاصی حلش میکنم!

میگم منم چه قدر جو گیر شدم احساس کردم حل المسایلم!

وقتتونو نمیگیرم،مواظب خودتون و ویلناتون باشین

فعلا بـــــــــــــــــــــــــای تا هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای!

!! نوشته شده توسط مهشید | 17:30 | سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 •

مجری در اجرا

سلام به همه ی ویلنی های عزیز!

خوبین؟ممنونم از همتون که با نظراتون از این وبلاگ و از ویلنی ها حمایت می کنین!

توی این پست می خوام با اجازه ی دوست خوبم،ویلنی جیگرم، "صدف" جونم! مطلبی که قبلا تو وبلاگش گذاشته بود رو بذارم.این مطلب به درد من خیلی خورد...چون من همیشه سعی میکنم تو وبلاگم مطالبیو بنویسم که خودم ازشون استفاده کنم نه همینجوری شرتی پرتی هرچی شد بذارم!

باز هم با تشکر از صدف جونم که این مطلب قشنگ رو گذاشته بوده تا من برم بخونم و کلی به معلومات ویلنیم اضافه شه!

البته این مطلب برای همه مفیده!هرکی که هر سازی میزنه!

با هم راه کار های "مجری در اجرا" بودن رو میخونیم:

 

کنترل در اجرا

     مسئله ی فشار عصبی در اجرای موسیقی مورد بی توجهی بسیاری از معلمان واقع میشود اما تحقیق نشان داده است که نود و هفت درصد نوازندگان ارکستر قبل از اجرای کنسرت تشویش و نگرانی دارند و شصت درصد آنها معمولا از مشروبات الکلی استفاده میکنند.

     نظریه ی «ترس از صحنه»ی هاواس که عمدتا تئوری های مشهور تعادل جسمی او را تکرار می کند به تمام جنبه های این مسئله نمیپردازد و پیشنهاد های تکمیلی زیر می تواند در این زمینه مفید باشد:

   ۱.آمادگی کامل ضروری است.کوچکترین نقص در کار در اجرای عمومی بزرگ جلوه خواهد کرد بنابراین ورزیدگی تکنیکی برای یک اجرای مطمئن ضروری است.

   ۲.ضربان سریع قلب در اجرای لگاتو های با سرعت آهسته ایجاد اشکال میکند.از تنفس عمیق بپرهیزید و مطمئن شوید بازدم خوبی انجام میشود.

   ۳.قابلیت تغییر و انعطاف در انگشت گذاری،آرشه کشی،صدادهندگی و حتی دینامیک ها در تمرین نهایی مهم است.

    ۴.قسمت های آهسته و پاساژ هی ساده را رست کم نگیرید.بر خلاف تصور احتمال عدم موفقیت در اجرای این قسمت ها بیشتر است.

    ۵.با شبیه سازی شرایط کنسرت از غافلگیری جلوگیری کنید.مثلا موقعیت هایی را مانند وضعیتی که یک سیم از کوک خارج شده در نظر بگیرید یا یک سولو از اثری ارکستری را در حالت نشسته و با لباس رسمی شب تمرین کنید.

    ۶.تا حد ممکن در جوامع عمومی بنوازید.

    ۷.بر اساس نشاط و نیرو در ساعت هفت و نیم شب یا بعد از آن(یا هر ساعتی که کنسرت آغاز میشود) در طول روز قدم بزنید و غذایی متعادل صرف کنید و قبل از اجرا پرخوری نکنید.

    ۸.با پریشانی حواس،کم رویی و دست پاچگی به هر نحو ممکن مقابله کنید.

     ۹.دائم به اشتباهات فکر نکنید.هنگام اجرا بهتر است که نگران نتایج کار خود نباشید و تمایل به موفقیت به هر قیمت را در خود مهار کنید.

این هدف به ترتیب توسط نوربرت برینین و یهودی منوهین در زیر بیان شده است:

«برای اینکه بتوانم با یک جمعیت ارتباط برقرار کنم باید بتوانم تنها باشم.من وانمود میکنم فردی تنها هستم و سپس برای خود و پروردگارم مینوازم.»

«حضور هنرمند هنگامی قوی تر احساس خواهد شد که هرچه بیشتر تمرکز کند و متوجه خود باشد و شنوندگان را فراموش کند.»

             نوازنده ویلن،ایستاده«نوربرت برینین»

             یهودی منوهین

!! نوشته شده توسط مهشید | 20:33 | یکشنبه یازدهم مرداد 1388 •

مراقبت و نگهداري از ساز ويولن

 

1-  در هيچ شرايطي اجازه ندهيد رزين (صمغ، كليفن /Resin/) يا غبار روي بدنه ي ويولن انباشته شود. دائما ويولن را تميز كنيد و اين كار را به نرمي انجام دهيد. هرگز بخشي از سطح جلا داده شده را با انگشت لمس نكنيد، بدنه فقط بايد از طريق «زير-چانه» لمس و نگه داشته شود.

 

2-   مي توانيد از نرم ترين پارچه ي كهنه ي ابريشمي، كلينكس(Keleenex) يا كتان استفاده كنيد. مخصوصآ كتان براي پاك كردن زير گريف، سيم گير،زير-چانه و خرك بسيار مفيد است. فضا هاي باريك شكافهاي f و خرك را با يك تكه كاغذ نازك تميز كنيد. براي جلا دادن ويولن خود، از روغن جلاي هيل (Hill) يا ساير روغن هاي مشهور به ندرت وبسيار با امساك استفاده كنيد، و دقت كنيد هيچ گونه روغن يا گريس در چوب نفوذ نكند. گريف وسيم ها را هر روز با بنزين تصفيه شده و بدنبال آن با الكل يا ادوكلن بساييد و پاكيزه نگه داريد.سيم ها هنگامي كه رزين از آنها روفته وپاك شده باشد بهتر صدا مي دهند و آزاد تر ارتعاش مي كنند.

 

 3-  هر چند وقت يكبار، مشتي برنج خشك نپخته در شكافهاي f بريزيد. آن را دور بخش داخلي ويولن تكان دهيد و سپس ساز را برگردانيد: دانه هاي برنج فرو مي ريزد و گاهي يك گوي از غبار با آنها فرو مي افتد.

 

 4- جعبه ي گوشي بايد هنگام تعويض سيم پاك شود، و دقت شود كه گوشي ها محكم ثابت شده اند. محيط دور سوراخ هاي گوشي را مي توان چسب هيل(Hill Stick) ماليد كه حركت را در آن روان و بدون لغزش گرداند.

 

 5-  از سيم هاي خوب استفاده كنيد.

 

 6-  چوب آرشه بايد كاملا مستقيم باشد. به محض آنكه موها شروع به پاره شدن كنند، بايد موي آرشه را تعويض كرد. چون اولين موهايي كه از دست مي روند هميشه در لبه ي خارجي آرشه هستند، موهاي باقيمانده اغلب چوب آرشه را مي پيچانند و كج مي كنند.

 

 7-  چوب آرشه را با الكل پاك كنيد، و دقت كنيد كه رطوبت به موي آرشه نرسد.

 

 8-  تعويض موي آرشه عملي بسيار دقيق و ظريف است و چنين كاري را بايد فقط به متخصصان واجد صلاحيت سپرد.

 

  •  چند نكته ضروري :

 

 _   طبيعت چوب به گونه اي است که وقتي در معرض هواي مرطوب قرارمي گيرد باد مي کند و وقتي در معرض هواي خشک قرار مي گيرد جمع مي شود. تغيير ناگهاني دماي محيطي که سازتان را در آنجا قرار داده ايد باعث صدمه زدن به سازتان مي شود پس از هر گونه تغيير ناگهاني دما محيط خود داري کنيد. براي اين كار وقتي وارد محيط جديدي شديد به مدت 15 دقيقه ساز را ازجعبه اش خارج نکنيد تا ساز به دماي محيط عادت كند.

 

 _ هرگز سازتان را در معرض نور مستقيم خورشيد قرار ندهيد چون باعت تغيير رنگ ساز مي شود.

 

 _ اگر در منزلتان از وسائل گرم کننده مانند رادياتور استفاده مي کنيد و يا در مناطقي با اب و هواي خشک زندگي مي کنيد همواره از دستگاه مرطوب کننده هوا استفاده کنيد.

 

 _  هرگز سازتان را کنار رادياتور يا بخاري قرار ندهيد. بهترين مکان براي قرار دادن سازتان هال است چون داراي دمايي با رطوبت مناسب است.

 

 _ هرگز سازتان را در هنگام مسافرت در صندوق عقب ماشين قرار ندهيد چون تغيير دائمي هواي سرد و گرم باعث آب شدن چسب چوب و چسبيدن ساز به كيف مي شود.

 

 _ همچنين 95 درصد سازهايي که در صندوق عقب ماشين هاي بدون سرنشين هستند دزديده مي شوند پس چه بهتر که سازتان را نزد خود نگاه داريد.

 

 _ هرگز سازتان را روي سطوح سخت(مثل ميز) و يا کناره هاي تيز قرار ندهيد چون باعث خراشيدگي چوب مي شود.

 

 _ بعد از هر بار نواختن سازتان گرده هاي کاليفوم موجود روي صفحه صدا را با استفاده از دستمال کاغذي يا دستمالي نرم و لطيف و گرده هاي موجود روي گريف و سيم ها را با استفاده از انگشتتان پاک کنيد.

 

 _ اگر گرده هاي کاليفوم روي سيم ها بماند باعث مي شود صداي ساز شفافيت خود را از دست دهد. در ضمن براي پاک کردن ساز هرگز از الکل استون پارافين يا ساير حلال ها استفاده نکنيد.

 

 _ براي اينکه سازتان جلاي خود را از دست ندهد در هنگام برداشتن آن  را از دسته يا زيرچانه اي بگيريد.

 

 _ اگر شما از بالشتک استفاده مي کنيد حتما هر چند وقت يک بار کنترل کنيد که لاستيک دور پايه هاي فلزي آن در نرفته باشد چون در اين صورت باعث خراب شدن سازتان مي شود در صورت مشاهده اين حالت يا پلاستيک دور آن را عوض کنيد يا بالشتک را.

 

 _ اگر شما صاحب يک ساز با ارزش و گرانبها هستيد بهتر است کيفي مناسب براي نگهداري اين سرمايه تهيه کنيد. بهتر است کيفي که انتخاب مي کنيد از داخل داراي فنربندي باشد تا اگر کيف به طور اتفاقي از دستتان رها شد آسيب کمتري به ساز وارد آيد.و همچنين بايد جاي کافي براي کتاب نت و بالشتک داشته باشد.اکثر موزيسينها کيفهاي مستطيل شکل را ترجيح مي دهند چون اين کيف ها جاي بيشتري دارند.

 

 _ هر چند وقت يک بار خرک ساز را کنترل کنيد و مطمئن شويد که سر جايش است. براي اين کار روي صندلي نشسته و ساز را طوري بگيريد که قسمت حلزوني اش به سمت چپ باشد انگشتهاي وسط دست چپ را زير گريف گرفته و با شصت از بالاي خرک گرفته و با انگشتهاي دست راست از پشت خرک ميگيريم تا زياد جابه جا نشود و با شصت کمي فشار مي دهيم تا صاف شود.

 

 _ هر چند وقت يک بار مشتي برنج خشک نپخته در شکافهاي اف بريزيد آن را دور بخش داخلي ويولن تکان دهيد و سپس ساز را برگردانيد دانه هاي برنج فرو مي ريزند و گاهي يک گوي از غبار با آنها فرو مي افتد.جعبه گوشي بايد هنگام تعويض سيم پاک شود و دقت شود که گوشي ها محکم ثابت شده اند.از سيم هاي خوب استفاده كنيد.

 

 _ چوب آرشه بايد کاملا مستقيم باشد. به محض آنکه موها شروع به پتره شدن کنند بايد موي آرشه را تعويض کرد. چوب آرشه را با الکل پاک کنيد ودقت كنيد كه رطوبت به موهاي آرشه نرسد.

 

                        ( اميدوارم با رعايت اين موارد از  سازتان به خوبي نگهداري كنيد)

منبع:وبلاگ امیر

!! نوشته شده توسط مهشید | 20:29 | یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 •

رازی که در 4 فصل ویوالدی نهفته است

سلام سلام!

خب...حالا بعد از اینکه با ویوالدی آشنا شدین و چهار فصلشو گوش دادین،بد نیست که در موردش یه کم

عمیق تر اندیشه کنیم!(این جمله آخریم در حد چرت و پرت بود،چون از این جور جمله ها بلد نیستم!

منظورم اینه که رازی که درون این کنسرتو ها نهفته هست رو بدونین)

 

این مجموعه کنسرتو از چهار کنسرتوی سلو برای ویولون - ارکستر زهی - و باسوکنتینوئو (در اینجا  ساز

کلاوسن) تشکیل شده است . هر یک از این کنسرتو ها صدا ها و رخدادهای مربوط به یکی از فصلهای سال

مانند :آواز پرندگان در بهار و نسیم ملایم تابستانی را تجسم می بخشد . ویوالدی برای آنکه موضوع

موسیقی خود را به آشکارترین شکل بنمایاند سطرهایی از این شعرها را پیش از آغاز هر موومان در پارتیتور

اثر آورده و حتی عنوانهایی توصیفی مانند : چوپان خفته یا سگی که پارس می کند را نیز بر آنها افزوده است .

کنسرتوهای  : بهار - تابستان - پاییز - زمستان نمونه هایی از موسیقی برنامه ای در دوره باروک هستند .

گونه ای از موسیقی که با یک داستان - شعر - ایده - یا صحنه همخوانی دارد .


 

بررسی کنسرتو بهار :

 

موومان : اول آلگرو

 

بهار می رسد و پرندگان

سرخوشانه او را با آوازی شاد سلام می گویند.

جویبارها در وزش نسیمهای لطیف

با زمزمه ای شیرین راه می سپرند.

آسمان . پوشیده در خرقه ای سیاه

تندر و آذرخش از راه می رسند تا خبر از فصل نو دهند.

این هیاهو که فرو نشست پرندگان کوچک

آواز دلرباشان را از سر می گیرند.

 

موومان آلگرو در می مازور با ریتورنلوی ( ل باتشدید خوانده شود )  پرتوان ارکستر آغاز می شود که فرا

رسیدن بهار را تجسم می بخشد . هر یک از دو  عبارت تم ریتورنلو ابتدا با قدرت نواخته و سپس به ملایمت

تکرار می شود و این همخوان با دینامیک پله ای است که از ویزگیهای موسیقی باروک به شمار می آید . پس

از ارائه تم ریتورنلو (حرف ل را باتشدید بخوانید) موومان به تناوب میان بخشهای گسترده سولو که در بردارنده

نقاشی موسیقایی صحنه های بهار هست و بخشهای کوتاه توتی(ت دوم با تشدید) که به ارائه تکه ای از تم

ریتورنلو می پردازند تقسیم می شود. در نخستین بخش سولو صدای پرندگان با تریل های زیر و صداهایی

تکرار شونده که تکنواز و دو ویولون از ارکستر می نوازند تقلید می شود . در دومین اپیزود توصیفی نتهای

ملایم( از نظر دینامیک صوت) و شتابان ویولون ها تداعی کننده جویبارهای زمزمه گر است . بخش سولوی

بعدی که شامل ترومولوهای سازهای زهی و اجرای گامهای سریع است تندر و آذرخش را تجسم می

بخشد . پس از طوفان تم ریتورنلو به جای نمود در تونالیته مازور در تونالیته مینور ظاهر می شود . در این

موومان  تمام  پاسازهای تصویری ( سولو ) از نظر بافت و دینامیک با بازگشتهای تم ریتورنلو تضاد دارند .

خوش آهنگی سرزندگی ریتمیک و نیز بافت ساده و همو فونیک موومان آلگرو . حس بهار را در شنونده بیدار

می کند .

 

طرح شنیدنی

بهار

کنسرتو برای ویولون و ارکستر زهی - اپوس 8 - شماره 1

 

موومان اول : آلگرو  

فرم ریتورنلو - وزن چهارتایی (4/4) می مازور

ویولون سلو - ارکستر زهی - کلاوسن (باسو کنتینوئو)

 

بهار می رسد

 

1.الف.توتی - عبارت آغازی تم ریتورنلو - با حالت فورته (محکم) - تکرار - با حالت پیانو (آرام)

not_1

 

 

عبارت پایانی تم ریتورنلو - با حالت فورته - تکرار - با حالت پیانو - تونالیته مازور
 
not_2

 

 

 

آواز پرندگان

 

ب. دو ویولون از ارکستر به ویولون سلو می پیوندند - تریلهایی با صدای زیر و نتهایی تکرار شونده .

2.الف.توتی - عبارت پایانی تم ریتورنلو - حالت فورته

 

جویبارهای زمزمه گر

 

ب. ویولونها - حالت پیانو - نتهای شتابان - ویولونسل ها -حالت پیانو - اجرای نتهایی شتابان در سطحی بم تر

از نتهای ممتد ویولونها .

3.الف. توتی - عبارت پایانی تم ریتورنلو - حالت پیانو .

 

تندر و آذرخش

 

ب. ترمولوهای سازهای زهی - حالت فورته - هنرنمایی ویولون با اجرای گامهایی سریع و شتابان در محدوده

صداهای زیر -  پاسازهای درخشان و استادانه ویولون توسط ترومولوی سازهای بم پاسخ داده می شود .

4.الف. توتی - عبارت پایانی تم ریتورنلو در تونالیته مینور - حالت فورته .

 

آواز پرندگان

 

ب. دو ویولون از ارکستر به ویولون سلو می پیوندند - نت های تکرار شونده در محدوده صداهای زیر  و تریل ها

- تونالیته مینور .

5.الف. توتی - عبارت آغازی تم ریتورنلو بصورت دگرگون شده - حالت فورته - پایان عبارت در تونالیته مازور .

ب. ویولون سلو - نت هایی شتابان که توسط باسو کنتینوئو همراهی می شوند .

6. توتی - عبارت پایانی تم ریتورنلو - فورته - تکرار - حالت پیانو - تونالیته مازور .

 

موومان دوم : (بسیار آرام و همواره ملایم)

Largo e Pianissimo sempre

 

وسپس بر چونزاری دلگشا و پوشیده از گل

که با زمزمه ملایم برگها و شاخه ها در نسیم به خواب رفته

چوپانی که سگ وفادارش را در کنار دارد خفته است .

 

این موومان کند و سرشار از آرامش در دو دیز مینور بسیار ملایم تر از موومان پر توان آغازی است . در این

موومان  فقط ویولون سولو و ویولون ها و ویولا ها بکار رفته اند و ویولونسل - کنترباس و کلاوسن از ارکستر

حذف شده اند . ملودی لطیف و گسترده ویولون خواب آرام چوپان را تجسم می بخشد و در همان حال فیگور

های گهواره مانند ویولونهای ارکستر خش خش برگها را تداعی می کند . ویولا ها با نواختن یک فیگور دو نتی

و تکرار شونده که الگوی ریتم آن بصورت  کوتاه - کشیده  است پارس سگ وفادار چوپان را تقلید می کنند .

سکون و آرامش این صحنه روستایی به مدد بافت - ریتم و دینامیک یکنواخت و ثابت این موومان به شنونده

منتقل می شود .

 

موومان سوم : رقص روستایی

(Danza pastoral)  

 

آنگاه که بهار در اوج شکوفایی است

حوریان و شبانان در چمنزارهای محبوبشان

به نوای نی انبانهای روستایی می رقصند .

 

موومان پایانی مانند موومان اول در تو نالیته  می مازور است و اجرای آن میان بخشهای توتی و سولو تقسیم

می شود . تم سرزنده و سبکبال ریتورنلو با ریتم نقطه دار  (کشیده - کوتاه)رقصان حوریان و شبانان بر

چمنزارها را تداعی می کند . صداهای ممتد زهی های بم  - تقلیدی از نی انبانهای روستایی است که

سکانس های ملودیک متعددی دارند . سکانسهایی که ویزه سبک باروک هستند .

not_3 

 

 

 

طرح زیر فرم ریتورنلوی این موومان را نشان می دهد :

1.الف. توتی - ریتورنلو - ملودی خوش آهنگ و موزون در تونالیته مازور

ب. ویولون سولو با باسو کنتینوئو همراهی می شود .

2.الف.توتی - تم ریتورنلو بصورت دگرگون شده در تنالیته مینور .

ب. یک ویولون از ارکستر به ویولون سلو می پیوندد .

پ. ویولون سولو - استاکاتو - همراهی ویولون ها - ریتم هایی چالاک تر .

3.الف. توتی - ریتورنلو - تونالیته مازور -ریتورنلو بصورت دگرگون شده در تونالیته مینور .

ب. ویولون سولو را صداهای ممتد ویولونسل ها وکنترباس ها همراهی می کند - تونالیته مینور .

4.توتی - ریتورنلو در تونالیته مازور .

***

امیدوارم مفید واقع بوده باشه!

فعلا بای تا های!

 

!! نوشته شده توسط مهشید | 23:8 | دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 •

چهار فصل "آنتونیو ویوالدی"

آنتونیو ویوالدی (1741-1678)

از آهنگسازان بلند مرتبه ایتالیایی دوره پایانی باروک در ونیز زاده شد . پدرش نوازنده ویولون در کلیسای

جامع سان مارکو بود . او همزمان با آموختن موسیقی برای کشیش شدن نیز آماده می شد و بیست

ساله بود که رتبه های روحانی یافت . اما تندرستی متزلزلش سبب شد که پس از یک سال پیشه

روحانیت را رها کند . ویوالدی به سبب پیشه کشیشی و موی سرخش به " کشیبش سرخ مو " شهرت

یافته بود . او بیشتر دوران زندگی را به عنوان معلم ویولون . آهنگساز و رهبر ارکستر در مدرسه موسیقی - 

 پی یتا - در ونیز سپری کرد . ویوالدی به عنوان نوازنده چیره دست ویولون و نیز آهنگساز از شهرت و اعتبار

برخوردار بود . گرچه ویوالدی اپراهای متعدد و آثار کلیسایی عالی آفرید اما شهرتش بیشتر به سبب خلق

حدود 450 کنسرتو گروسسو و کنسرتو سولو است

alt

دانلود فایل تورنت

دانلود مدیا فایر

دانلود رپیدشیر

 

(اگه موندین که کدومو دانلود کنین من مدیافایر رو پیشنهاد میکنم...البته با هر کدوم که راحتترین!)

!! نوشته شده توسط مهشید | 23:1 | شنبه سیزدهم تیر 1388 •

RSS